گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 14 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 14 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

مهد گلپیرا

.: محمد سبحان گلم تا این لحظه ، 1 سال و 1 ماه و 11 روز سن دارد :. امروز محمد سبحان را گذاشتم مهد . چندین وقته دنبال کسی هستم که محمد را در خانه  نگه دارد اما کسی پیدا نشد . برای همین در پرس و جو ی یک مهد خوب شدم . دیروز همکارم مهد گلپیرا را به من معرفی کرد . رفتم یک سری به مهد زدم . محیطش خوب بود با مدیر مهد صحبت کردم و قرار شد امروز ببرمش . خیلی نگرانم و دلشوره دارم . خدایا کمک کن .در مسیر خونه تا محل کارم حواسم به هیچ چیز نبود ، نمی فهمیدم دارم کجا میرم فرمان ماشین گهگاهی جاهایی هدایت می کردم که بعدش می گفتم چرا از این مسیر اومدم ..... خدایا فرزندم را به خودت سپردم ... یا صاحب زمان ... از صبح فقط دارم زیر لب آیه های قرآن ر...
28 مرداد 1394

واکسن یک سالگی

مرکز بهداشت بهداری واکسن یکسالگی را روزهای شنبه و سه شنبه میزد و امروز محمد سبحان را بردم و الان که دارم می نویسم سر کارم و خاله فاطمه محمد سبحان را برای چکاب برد .  واکسن را که زدند اصلا متوجه نشد انگار یه پشه نیشش زد . خیلی خدا را شکر کردم . خانم دکتر گفت نیاز به خوردن استامینیفون هم نیست ، چون تب نمی کنه .
20 تير 1394

تولد پسرای گلم مبارک

رادان ، گل بابا مهدیار فاطمه آنیتا جونم محمد طاها جون ♥ عشق من ♥ مرسانا دلسا سارا کوچولو محمد سبحان گلم رونیا آتیلا مامان مهلا آوین عرفان ویانا کوشولو صبا مرسانا علي آناهیتا سمیعی آشتیانی نفسمون❤سایمان❤جون محمد رضا رحیمی سلنا ❤ علی جون ❤ آنیتا محمد رضا تیانا آرمیتا آريو نی نی وبلاگی گل پسر من علي مهدیار آرمان آرینا ...
18 تير 1394

عقیقه کردن

پسرای گلم با بابا تصمیم گرفتیم شما را عقیقه کنیم تا از بلا بدور باشین و سنت پیامبر بر این امر را انجام داده باشیم . سه شنبه دو گوسفند کشتیم و چهارشنبه، شب تولد امام حسن علیه السلام آشنایان را برای دادن افطاری دعوت کردیم .
11 تير 1394

آمپول

دیشب محمد سبحان پسر گلم از توی خواب هنوز بیدار نشده بود که از عصر هر چی خورده بود بالا آورد . از ساعت 9 شب دیگه هر چی می خورد بالا می آورد حتی آب . دیگه زرداب بالا می آورد . اول بردیم اورژانس تامین اجتماعی که دکتر گفت باید بستری شه .( بیمارستان پر از بچه مریض بود ) . اینو که گفت به همسری گفتم بچه را ببریم یه بیمارستان دیگه . محمد را بردیم بیمارستان ولی عصر . اونجا هم شلوغ بود . اونجا دکتر برا پسرم آمپول نوشت و گفت اگه تب کرد و حالت تهوع ادامه داشت باید بستری شه . خدا را شکر تا ساعت 10 خوب بود . الان هم بردم خونه مامان و براش ماست و کته بردم . مهدی جانم هم اونجا بود صمیمانه از رییسم سپاسگزاری می کنم که با این مرخصی های وقت و بی وقتم موا...
28 ارديبهشت 1394